سديد الدين محمد عوفى
139
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
خواند و گفت ما را « 1 » چنان رسانيدهاند « 2 » كه از آن بنى اميه به نزديك تو ودايع است ، چنان « 3 » بايد كه بر « 4 » وجهى نيكوتر آن را بازدهى و ما را به درشتى « 5 » و « 6 » زشتى « 7 » محتاج نگردانى . مرد چنانكه به « 8 » اكفا سخن گويند « 9 » بىبيم و ترس گفت : يا امير المؤمنين تو وارث بنى اميّهاى ؟ گفت : نه « 10 » گفت : وصّى ايشانى در تركات ايشان ؟ گفت : نه « 10 » . گفت : پس از من چه مىطلبى چيزى « 11 » كه در شريعت ترا حق طلب آن نيست ، نه درين جهان و نه در آن جهان ! منصور سر در پيش افكند و اثر خشم در وى ظاهر شد . « 12 » پس سر برآورد و گفت : بنى اميّه مسلمانان را خيانت كردند در مال و غنايم و « 13 » خزانهها نهادند ، و اموال مسلمانان در دست ايشانست و من خليفهء مسلمانانم ، واجب است كه آن اموال « 14 » از « 15 » ايشان ستانم و در بيت المال نهم . آن مرد گفت : يا امير المؤمنين ايشان غاصب بودند « 16 » و ظلم كردند و مال مسلمانان ستدند « 17 » بگذار تا در قيامت « 18 » جواب آن مال « 19 » ايشان گويند . تو مىستانى تا « 20 » فردا چون جواب آن مالها از ايشان « 21 » طلبند
--> ( 1 ) مج : گفت كه به ما ، مپ 2 - ما را ( 2 ) مپ 2 : چنين نمودند ( 3 ) مپ 2 - چنان ( 4 ) مپ 2 : به ( 5 ) مپ 2 : درستى ( 6 ) مج - و ( 7 ) مپ 2 : راستى ( 8 ) مج : با ( 9 ) مپ 2 - چنانكه با اكفا سخن گويند ( 10 ) مج : نى ( 11 ) متن - چيزى ، مج : چيزى چرا مىخواهى ( 12 ) مپ 2 : پديد آمد ( 13 ) مج + در ( 14 ) مپ 2 : ها ( 15 ) متن - از ( 16 ) مج : و در خزانهها نهادند آن اموال از ايشان بستانم و در بيت المال نهم . آن مرد گفت امير المؤمنين غاصب غاصب هم غاصب بود گفت نه زيرا كه اموال مسلمانان در دست ايشانست و من خليفهء مسلمانانم واجبست كه آن اموال بستانم با انكه ايشان ظلم كردند و اموال مسلمانان ستدند ( 17 ) مپ 2 - و مال مسلمانان ستدند ، مج + گفت ( 18 ) مج - در قيامت ( 19 ) مج : اموال هم ( 20 ) مج + چون ( 21 ) مپ 2 : تو ، مج - از ايشان